سلطان‌بانو

Sunday, April 11, 2004

● اين اجراي بيات كرد از استاد كياني رو كه گوش ميدم، تاريخ ايران برام تداعي ميشه.
يكي از ستمهاي خانمانسوزي كه بر ايراني ها رفت از حمله مغول بود. ولي چه دردي از اين بزرگتر كه باعث و باني اين حمله، پادشاه بي‌لياقت و طمعكاري مثل محمدخوارزم‌شاه بود. اين جور كه توي تاريخ نوشته، چنگيز با اعزام 450 نفر از بازرگانان مسلمان به ايران و نامه‌اي احترام‌آميز به محمد خوارزم‌شاه، خواستار برقراري روابط تجاري با ايران ميشه اما اين پادشاه طمع در مال فرستادگان چنگيز ميكنه و همه‌شونو محبوس ميكنه و بعد از مدتي هم دستور ميده كه بكشنشون. همين مساله بهونه‌اي ميشه براي چنگيز كه با عصبانيت بينهايت به همراه لشكري بيرحم و قسي‌القلب در سال 615 قمري به ايران حمله كنه و خان و مان مردم بي‌پناه رو غارت كنه .

خيلي وقته كه دست به سازم نزده‌ام. شور و سه‌گاه و ماهور و همايون تا وسطاش و بعد توقفي چندماهه كه باعث شرمندگيه. ديروز استاد جنيدي مي‌گفت واژهء "ساز " كه ما امروز بكار مي‌بريم در اصل به معني ميزون بودن يا به عبارتي كوك بودن وسيله موسيقي‌مونه. درستش اينه كه از واژه "رود" براي اشاره به وسيله موسيقي استفاده كنيم. بنابراين بجاي اينكه بگيم سازم ناكوكه درستش اينه كه بگيم رودم ناسازه.

غير از مامان كه گرماي زندگيمو از وجود آكنده از مهر و فرشته‌وش اون مي‌گيرم، حس حضور داشتن انساني مثل استادكياني هم بهم اين اميد رو ميده كه هنوز آدمهاي بزرگي كه نفس اهورايي توي كلام و كردارشون موج ميزنه وجود دارن. آخه اين روزها خيلي چيزها داره از دست ميره....

|  ||  1:55 AM

 

This page is powered by Blogger. Isn't yours?