موسيقي كنوني ايران رو از جهتي ميشه اينطور تقسيم بندي كرد:
1- موسيقي سنتي عامه پسند : شامل موسيقي شيريننوازي و تصنيفها و ترانههاي روز.
2- موسيقي تركيبي يا جديد: كه تلفيقيه از موسيقي اصيل ايران با تئوري و اجراي موسيقي كلاسيك اروپا.
3- موسيقي نقاط مختلف ايران يا موسيقي محلي مثل موسيقي خراسان، تركمن صحرا، مازندران، كردستان، لرستان، بلوچستان و ....
4- موسيقي زورخانهاي يا ورزش باستاني.
5- موسيقي مذهبي : مراسم سينهزني، نوحهخواني، شبيهخواني يا تعزيه، روضه و....
6- موسيقي خانقاه كه بين دراويش بيشتر رواج داره.
7- موسيقي سنتي ايران يا "رديف" كه بر اساس موسيقي دستگاهي اصيل ايران بنا شده.
هر كدوم از اين موسيقي ها كاربرد خودشون رو دارن و هيچ كدوم برتريي به ديگري نداره و هر كسي متناسب با حال و شرايط روحياش در مقاطع مختلف زندگياش ممكنه به اونها گوش بده. از بين همه اينها، بيشتر در مورد نوع هفتم كه موسيقي اصيل ايرانه و سطح انديشمندانهتري نسبت به انواع ديگه داره مينويسم.
معمولاً اينطور گفته ميشه كه موسيقي سنتي ايران يه موسيقي سهل و ممتنعه. يعني همونطور كه وقتي شعر حافظ، سعدي يا مولانا رو ميخونيم، هر كدوممون بهاندازه سطح روحي و فكري خودمون ازش بهره ميبريم، هر كسي هم كه به موسيقي سنتي ايران گوش ميكنه بهاندازه ظرفيت دروني خودش دركش ميكنه.
موسيقي ايران با معمارياش، با خوشنويسياش، با نقشهاي قالياش، با مينياتورش، با كاشيكارياش، با ادبياتش و با ساير اجزاي فرهنگ و تاريخ ايران همبستگي و ارتباط نزديك داره. درك موسيقي ايراني فقط در گوش كردن يه سري آهنگ و نغمهء خوش صدا خلاصه نميشه بلكه فهميدن اين موسيقي مثل حل يه معادله رياضيه، مثل حل يه مساله فلسفيه، مثل لذت درك مفهوم خط نستعليقه كه با محتواي غزل فارسي همراه شده.
موسيقي رديف با زشتي و پليدي و سوگ و ماتم در ستيزه. روح راستي، مبارزه، مقاومت، پويايي، اميد، تكاپو، مهر و روشنايي در رديف موج ميزنه. صداي طبيعت، درخشش ستارهها، بوي گل سرخ كاشان، رنگ كوير، نرمي شاليزارهاي شمال در جزء جزء رديف جاريه.
موسيقي سنتي ايران يا رديف، در حال حاضر شامل هفت دستگاه و پنج آوازه:
1- دستگاه شور
2- دستگاه سه گاه
3- دستگاه چهارگاه
4- دستگاه ماهور
5- دستگاه همايون
6- دستگاه راستپنجگاه
7- دستگاه نوا
آوازهاي ابوعطا، دشتي، افشاري و بياتترك از متعلقات دستگاه شور و آواز بيات اصفهان از متعلقات دستگاه همايونه. اينجا آدم ياد اون قورباغههه ميفته كه توي شور، ابوعطا ميخونه!
براي آشنايي با اين موسيقي، دونستن مفهوم چند واژهء كليدي خيلي اهميت داره. واژههايي مثل رديف و دستگاه.
در فرهنگ مرحوم دهخدا كلمه رديف كه از رديف كردن مشتق ميشه به معني قطار كردن، انتظام دادن، به رده درآوردنه. در موسيقي اصولي ايران هم رديف چنين مفهومي رو پيدا ميكنه چون نغمات بطور منظم پشت سرهم قرار ميگيرن. بعبارت ديگه، رديف عبارتست از تسلسل منظم نغمات كه با ربطي منطقي به دنبال همديگه بيايند.
دستگاه يعني مجموعه نغمههايي كه از نظر فواصل موسيقي، گردش ملودي و وزن، بهم ارتباط نزديك دارن. هر دستگاه معمولاً حال و هوا و حس خاصي رو در آدم ايجاد ميكنه.
يكي از تعابيري كه در مورد موسيقي سنتي ايران وجود داره اينه كه هر دستگاه، معادل يكي از هفت شهر عشقه:
شور و طلب
سه گاه و عشق
چهار گاه و معرفت
ماهور و استغناء
همايون و توحيد
راست پنجگاه و حيرت
نوا و فنا
با اينكه براي شنيدن يا اجراي هر دستگاه يا آواز، زمان خاصي رو نميشه تعيين كرد و همه اونها رو ميشه در تمام اوقات شبانهروز يا فصول سال گوش داد، ولي قدماي موسيقي ما هر دستگاه رو به ساعتهاي خاصي از شبانهروز نسبت ميدادن:
شور رو به آغاز شب،
سه گاه رو به نزديك طلوع آفتاب يا همون صبح كاذب،
چهارگاه رو به زمان برآمدن آفتاب يا همون صبح صادق،
ماهور رو به طول روز و نزديك ظهر،
همايون رو به بعد از ظهر،
راستپنجگاه رو به نزديك غروب آفتاب و
نوا رو به هنگام غروب آفتاب نسبت ميدادن.
مثلاً استاد دوامي ميگفت كه قدما توي مجالس موسيقي موقع شب، اول شور ميزدن و بعد آوازها يا دستگاههاي ديگه رو. يا وقت روز، اول ماهور ميزدن و بعد دستگاههاي ديگه رو.
اميدوارم خستهتون نكرده باشم. بقيهشو در اولين فرصت مناسبي كه گيرم بياد مينويسم. فقط دلم ميخواد بگم كه وقتي از موسيقي ارزشمند كشورمون صحبت ميكنيم نبايد شكوه و زيبايي موسيقي كلاسيك غرب و فرهنگهاي ديگه رو ناديده بگيريم.
| || 3:41 AM