سلطان‌بانو

Friday, May 07, 2004

● "اگر تصميم بگيرم نوشته اي بر مزارم قرار دهم مي گويم که بنويسيد : "او يک فرد بود" و اين اگر اکنون قابل درک نيست روزي درک خواهد شد."
اين جمله اي از سورن كيركه گارد فيلسوف دانماركيه كه رامين جهانبگلو صحبتهاشو با اون شروع مي كنه. سمينار كيركه گارد با حضور نيلز كاپلورن، رييس مركز تحقيقات كيركه گارد كپنهاك و اتوره روكا، عضو اين مركز و استاد اسبق دانشگاه بولونيو و ستاره هومن فارغ التحصيل از سوربن و مترجم و محقق در زمينه فلسفه برگزار شد. جالبه بدونين كه آقاي كاپلورن يك كشيش هم بود. چيزهايي كه مي نويسم تلفيقي از صحبتهاي اين چهار سخنران بصورت خلاصه است كه اميدوارم انسجام قابل دركي داشته باشه.

حدود 80 ساله كه انديشه هاي كيركه گارد مورد توجه فلسفه شرق و غرب قرار گرفته. تعدد و تكثر تاثيرات او بر شاعران، رمان نويسان، فيلمسازان نشانگر چندگانگي انديشه اوست. بعبارتي كيركه گارد يه فيلسوف چندصدايي يا Polyphonic است. كيركه هيچوقت بصورت حتمي و قطعي صحبت نمي كنه و به همين دليل در كتابها و نوشته هاي خودش از چند اسم مستعار استفاده مي كنه :
"انديشيدن براي من هم زياد است و هم كم زيرا عقيده داشتن مستلزم نوعي حس امنيت در زندگي است."
كيركه گارد همواره از نام هاي مستعار خودش فاصله مي گيره و اين فاصله از خويشتن رو به حساب افسردگي روح خودش ميذاره: "انساني كه از خانه اش ناراضي است آنرا ترك مي كند. افسردگي من مرا از خودم دور كرده است." Existance هم به معني "بيرون شدن از" است و كيركه گارد رو ميشه يه فيلسوف اگزيستانسيالست دونست.
كيركه گارد فيلسوف تناقضه و در فلسفهء او بر عكس عقايد هگل و كانت، تناقض، يه ضعف فلسفي نيست بلكه شيوه اي از شور و هيجان و عشق فلسفيه. تناقض از نظر او عشق به انديشيدنه. انديشمند بدون تناقض، عاشقي بدون عشقه. مثل يه فرد متوسط. كيركه جهان رو در تناقضي مي بينه كه همواره از نظام مند شدن و عقلاني شدن اون جلوگيري مي كنه. بنابراين فقط به دنبال اينه كه حقيقت براي من چه معني داره؟
حقيقت كيركه يه حقيقت تراژيكه. ترديدي كه با خود، اندوه به همراه نداشته باشه هيچگاه نمي تونه به قطعيت برسه.
كيركه گارد سه مرحلهء حيات رو براي انسان قائله: مرحلهء حسي، مرحلهء اخلاقي و مرحلهء ديني. در مرحلهء حسي، انسان در جهان محسوسات به سر ميبره و بردهء حالتها و خواسته هاي خودشه. كسي كه در مرحلهء حسي به سر ميبره، براحتي ممكنه دچار دلهره يا هراس يا احساس خلاء و پوچي بشه و اگر اين حالت پيش بياد بايد اميدوار بود چون از نظر كيركه شخص در موقعيت وجودي قرار گرفته و آمادهء جهش به مرحلهء بالاتره. در مرحله اخلاقي فرد تلاش مي كنه كه بر طبق موازين اخلاقي زندگي كنه و مهم نيست كه چه چيزي از نظر او، درست يا نادرسته. بلكه مهم اينه كه دربارهء درست يا نادرست، حساسيت و عقيده اي داشته باشه. در مرحلهء ديني، شخص ايمان رو بر لذتهاي حسي و بر نداي عقل ترجيح ميده.
كيركه گارد معتقده كه ايمان بصورت شرعيات -احكام الهي- از بيرون به فرد داده نميشه بلكه پذيرش ساحت بيكران با روي آوردن رنج و اندوه به انسان امكانپذير ميشه. ايمان از نظر او يه معنويت درونگراست كه در جستجوي نظام اخلاقي مرسوم و متداول نيست. ايمان يعني انسان با شور -نه با خرد- بيكران رو بصورت مطلق بخواد. "در حقيقت نيستم اگر حقيقت در من نباشد. اگر من آن نباشم."

نگاه كيركه گارد به زمان هم جالبه: از نظر او زمان چيزي نيست كه لحظه به لحظه در گذره بلكه چيزي است كه پيشامد دگرگون كننده اي رو در خود پرورش ميده. دم، اكنونيه كه ناگهان معنا پيدا مي كنه و هستي انسان رو روشن مي كنه. هستي گزيني انسان اراديه و جهشي طيفي در بيرون از زمانه. هستي گزيني يعني گزينش هايي بين آزادگي و بردگي، ايمان و ناباوري و از اين قبيل. اون چيزي كه مهمه، لحظه و انتخاب ماست نه قالبهاي متافيزيكي كه بعضي فيلسوفهاي ديگه بدنبال اون هستن. كيركه گارد نه در جستجوي سنته و نه آئين و مي خواد صليب خودش رو خودش به دوش بكشه و از طريق هيچ نهاد ديگه اي نمي خواد اين كار رو بكنه.
مطلب رو با دو عبارت ديگه كه بنظرم جالبه تموم مي كنم:
:: همونطور كه دانشمندان با شك و ترديد به رشد مي رسند، رسيدن به زندگي واقعي هم بدون طنز امكان نداره. طنز، فعليت تاريخي جهان رو معلق مي كنه.
:: ويژگي تاريخي وجود خدا، گناه آلودگي ما را ثابت مي كند.


|  ||  12:12 AM

 

This page is powered by Blogger. Isn't yours?