Saturday, August 07, 2004
● دیروز رحمان می گفت: من کسی هستم که در ازدواجم سنت شکنی کردم. من نخواستم که مراسم عروسی بگیرم و نگرفتم. دوستهام بهم می گفتند تو نمی تونی. ولی من تونستم !
فرانک، همسر رحمان بود که بی صدا کنارم نشسته بود و به شوهرش نگاه می کرد ....