سلطان‌بانو

Sunday, November 14, 2004

● هر وقت كه ميام به ازدواج فكر كنم، چهرهء شوم تبعيض هاي قانوني بين زن و مرد ذهنمو تيره ميكنه و دلم از نفرت و انزجار نسبت به گذارندگان اين قوانين يكسونگر پر ميشه.
مردان بي انصافي كه موقع نوشتن اين قوانين، بدون حضور زنان تا ميتونستند در ميدان بي عدالتي يكه و تنها تاختند و هر جور كه مايل بودند و به هر شكل كه حاكميتشونو بر زنان حفظ و تضمين مي كرد، نوشتند و بريدند و دوختند.
پيش خودم ميگم اگه قرار باشه با ازدواج كردن، همين يه ذره حقوق طبيعي و انسانيمو هم دودستي تقديم يكي ديگه بكنم، ديگه چي از هويت من بعنوان يه انسان آزاد باقي ميمونه؟
تصميم دارم هر چند وقت يكبار به يكي از اين قوانين در اينجا اشاره كنم و ابعاد مختلف و تبعاتشو براي دوستاني كه كمتر براي مطالعهء اونها وقت گذاشته اند بيان كنم.
براي مهرانگيز كار عزيز بخاطر اينهمه تلاش براي بيان ساده و شرح قابل درك قوانين مدني ايران و آگاه كردن جامعه از وضعيت اين قوانين آرزوي شادي و بهروزي ميكنم.

|  ||  5:57 AM

 

This page is powered by Blogger. Isn't yours?