به موجب مادهء 1130 قانون مدني "درصورتيكه دوام زوجيت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وي مي تواند به حاكم شرع مراجعه و تقاضاي طلاق كند، چنانچه عسر و حرج مذكور در محكمه ثابت شود، دادگاه مي تواند زوج را اجبار به طلاق نمايد و در صورتيكه اجبار ميسر نباشد زوجه به اذن حاكم شرع طلاق داده ميشود."
اگر با استناد به اين ماده قانوني زن متقاضي طلاق بشه، اثبات عسر و حرج در دادگاه كار بسيار مشكليه. قانونگذار براي اثبات عسر و حرج موازين و مرزهاي معيني رو مشخص نكرده. بنابراين همه چي در اختيار قاضيه و با توجه به اينكه در شرايط فعلي تفكر مردسالار در پوشش دين بر مسائل غالب شده، اثبات عسر و حرج از طرف زنها كار ساده اي نيست.
عسر و حرج يه اصطلاح فقهي و به مفهوم اينه كه مرد در زندگي زناشويي با سوء رفتار و كردار ناپسند زن رو به درجه اي از استيصال و اضطرار ميرسونه كه جون يا حيثيت او در معرض خطرات جدي قرار ميگيره و براي نجات جون و مال و حيثيت زن جز طلاق راه چاره اي باقي نميمونه.
مرجعي كه موضوع رو تشخيص ميده فقط دادگاهه و در اين خصوص كارشناسان و افراد خبره مداخله ندارن، مگر در حدودي كه قاضي از اونها نظر بخواد. مثلاً درصورتيكه مرد به مصرف ترياك اعتياد داشته باشه و زن به اين دليل متقاضي طلاق شده باشه، در صورتي عسر و حرج زن ثابت ميشه كه مصرف ترياك مرد رو از هستي ساقط كرده و امكان تامين نفقه رو از او گرفته باشه. در صورتيكه مرد بتونه نفقهء زن رو تامين كنه و اعتياد نيروي جنسي اونو از بين نبرده باشه، صِرف اعتياد از موجبات طلاق براساس ماده 1130 قانون مدني نيست.
بنابراين استفاده از مفا د اين ماده قانوني توسط زنها كمتر به نتيجه ميرسه و در بيشتر اوقات دادخواستهاي طلاق زنها در دادگاهها رد ميشه و اونها سالهايي رو در بلاتكليفي و آشفتگي بسر ميبرن. در اغلب موارد طلاق بازاء بخشش مهريه يا پرداخت مبلغ قابل توجهي به زوج تبديل به طلاق توافقي و خلعي ميشه. به عبارت بهتر حقوق مالي زن، ابزاري براي طلاق ميشه.
| || 2:08 AM