سلطان‌بانو

Saturday, February 05, 2005

● براي اينكه بهتر بفهميم كه جايگاه ما بعنوان زن در قانون مدني اسلامي كشورمون چيه، يه بحث ديگه رو هم خيلي خلاصه با هم مرور مي كنيم: "تمكين".
براساس ماده 1114 قانون مدني زن بايد در منزلي كه شوهر تعيين ميكنه سكونت كنه مگر اينكه اختيار تعيين منزل به زن داده شده باشه. و براساس ماده 1108 "هرگاه زن بدون مانع مشروع از اداي وظايف زوجيت امتناع كند مستحق نفقه نخواهد بود." به چنين زني اصطلاحاً ناشزه گفته ميشه.
طبق ماده 1085 زن ميتونه تا زمانيكه مهريه به او داده نشده از ايفاي وظايفي كه در برابر شوهر داره امتناع كنه مشروط براينكه مهر او حال باشه و اين امتناع ساقط حق نفقه نيست.
از مفهوم مخالف اين ماده قانوني اينطور فهميده ميشه كه زن ميتونه مادامي كه مهر به او داده نشده از همخوابگي خودداري كنه اما به محض گرفتن مهر دليلي براي ترك همخوابگي نداره و اگر امتناع كنه حق مطالبه نفقه ازش ساقط ميشه.
ماده 1086 موضوع رو بهتر روشن ميكنه: "اگر زن قبل از اخذ مهر به اختيار خود به ايفاء وظايفي كه در مقابل شوهر دارد قيام نمود ديگر نمي تواند از حكم مادهء قبل استفاده كند معذالك حقي كه براي مطالبهء مهر دارد ساقط نخواهد شد."

بنابراين در قوانين اسلام اصلي ترين تكليف زن در زندگي زناشويي عبارتست از آمادگي براي همخوابگي با شوهر كه قانونگذار ضمانت اجراي مؤثري هم نسبت به اون در نظر گرفته: ساقط شدن حق مطالبهء نفقه.
از يه ديدگاه كلي ميشه نتيجه گرفت كه اطاعت از خواستهء جنسي مرد تكليف قانوني زنه. به تبع اين تكليف قانونيه كه نه تنها خروج آزادانه از كشور بدون اجازهء شوهر غيرممكنه، بلكه خروج از شهر محل سكونت و حتي خروج از خونه بايد با اجازهء شوهر انجام بشه.
در قوانين ايران تكاليف مشابهي براي مرد پيش بيني نشده. از طرف ديگه موضوع همخوابگي به خواسته و تمايل مرد مربوط ميشه و به هيچ وجه زن نميتونه فقط به دليل عدم تمايل، در يك يا چند نوبت از همخوابگي با شوهر خودش امتناع كنه. هيچوقت يه زن ايراني نميتونه به دادگاه مراجعه كنه و عليه شوهر خودش به اين اتهام كه اونو وادار به هماغوشي اجباري كرده شكايت كنه. زن ايراني به موجب قانون بايد هميشه براي تامين نيازها و تمايلات جنسي شوهر در دسترس بوده و آمادگي داشته باشه مگر اينكه قانون امتناع اونو تجويز كنه. (قانون فقط در مواردي اين مجوز رو صادر ميكنه كه بودن زن با شوهر، ضرر بدني يا مالي يا شرافتي براي زن به همراه داشته باشه. با اين توضيح كه دادگاههاي مردسالار ما در اين زمينه بسيار سختگيري مي كنن. مثلاً كتك خوردن زن اگر به نقص عضو غير قابل جبراني منجر نشه، دليلي براي دادن اين مجوز محسوب نميشه. ديگه بقيشو خودتون مجسم كنين!)

اگه از يه زاويهء ديگه به اين قضيه نگاه كنيم به اين نتيجه ميرسيم كه ازدواج در قوانين ايران يعني فحشاء قانوني. يعني تمكين كن، نفقه بگير!
مفهوم زندگي مشترك و دوستي و احترام به شخصيت و آزاديهاي انساني متقابل رو ديگه خودتون پيدا كنين.

|  ||  1:26 AM

 

This page is powered by Blogger. Isn't yours?