اما انسان این وسط بعنوان گونه ای از گونه های حیات, مدتیه که فهمیده میتونه در فرآیندی که طبیعت در میلیونها سال گذشته بهش مشغول بوده دست ببره و روشهایی با اسرافکاری کمتر و کمتر پیدا کنه و بکمک خودآگاهی خودش, به عملکردهای طبیعت که ناشی از نیروهای ناخودآگاه کور بوده, شتاب بده.
به دلایل درست داروینی تکامل به ما مغزی داده که اندازه اش اونقدر افزایش پیدا کرده که تونسته از منشاء خودش سردربیاره.
زمین یکی از معدود جاهای کیهانه که ذهن در اون شکوفا شده. -هر چند که همین شکوفایی هم در ابتدای راه خودشه- انسان محصول سه میلیارد سال تکامله و این فرآیند تکاملی از طریق انسان از وجود خودش و امکانات خودش آگاه شده.
گونهء ما با آینده نگری اش -که محصول واقعیت مجازی شبیه سازی شده ای بنام تخیل انسانیه- می تونه دقیقاً در خلاف جهت اسرافکاری, با حداقل خرابکاریهای ناشیانه برنامه ریزی کنه.
یعنی همون فرآیند تاریخی اسرافکارانه و ظالمانه و پست که به ما هستی بخشیده, بطور نادونسته در نفی خودش هم خرابکاری کرده.
(هرچند فقط یه نفی کوچیک و موضعی: فقط یه گونه و فقط تعداد کمی از اعضای اون گونه!)
خیلی خودمونو جدی بگیریم این میشه! نظر شما چیه؟
| || 10:15 AM