توی حرم امام رضا, یه گوشه, زُل زده بود تو چشمای خواهرم:
خواهرتو جادو کرده ان, همسایه هاتون, دور و بری هاتون خوب نیستن. یه چیزی آوردن دادن خورده. یه آشی, شربتی چیزی بهش خوروندن.
همین فردا صبح برو یه عطاری یه کم آطِل باطل بخر. با اسپند قاطی کن. یه حلبی وردار آتیش کن. اینارو بریز روش. بعد بهش بگو سه بار از روش بپره!
(رو به خواهرم): کف دستتو ببینم؟!.........خوبه! ولی اینکارایی که گفتمو انجام بده. خوب میشی!
حموم که رفتی, قبل از اینکه آبو باز کنی و خودتو تر کنی, شاشتو ([ببخشید!]) با دستت بگیر بریز روی فرق سرت. دو تا پاهاتم بگیر بالا. بعد آبو باز کن خودتو بشور. خوب میشی. همین فردا! یادت نره!
| || 7:15 AM