حالا فعلاً با همین دو تا کتاب خودآموز که از انقلاب خریدم، خوب دارم جلو ميرم. تا اینجاش که پیش رفتم، می بینم که فرانسه زبون کاملی نیست (شايدم بشه گفت مسخره است!). مثلاً ضمایر ملکی که پیش از یه اسم قرار می گیرن، بجای اینکه جنسیت مالک رو نشون بدن، تابع مذکر یا مونث بودن اسم بعد از خودشونن.
ضمن خوندن، ناخودآگاه توجهم به ریشهء واژه ها جلب میشه. یه جاهایی که ریشه های اوستایی و پهلوی رو توشون می بینم یاد حرفای فریدون جنیدی میفتم که روند تبدیل اونا بهمدیگه رو توی بنیاد نیشابور شرح میداد.
فرانسه در هر صورت برام یه زبون جدید و فعلاً مشکله. همین ميتونه باعث بشه که وقتی بر می گردم به زبون آشنای انگلیسی، اونو با اعتماد به نفس و روونیِ بیشتری نسبت به قبل بخونم و حرف بزنم. سر مغز باید یه وقتایی اینجوری کلاه گذاشت!
| || 10:16 PM